★خطــ خطـــیـ هــایـ یِهـ دختــر یَخیـ ★
NevEr m!Nd I'll finD sOme One like yOu...i w!sH NothinG buT thE beST 4 u
اون وقــتــآ کـــﮧ مُشــتــَرَکــ مــورد ِ نــَظــَر بــودے دَر دســتــرَس نــَبــودے پر رنـــگ نوشته بودمـت ... آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم بند کفشت را ، قرارمان فصل انگور شبیه شماره ای تنها... مدت هاستـ.... +امتحانا دارِهـ شُروعـ میشِهـ... التِماسِـ دُعــــا....:( +حمایت از خلیج فارس...لینکش پایینه.... +آجی صدف نرو.......:( خواهش...... در ِ قـَلبَم . . . یه وقتایی هست که... . . . زین پس تنها ادامه میدهم،در زیر باران.... نفهمیـدم چـرا << نیازمندیهای ِ همشهـری >> . . .
. . .
من ترانه هایم را قاب می كنم پنجره ـها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرمــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + امروز اتاقـ تکونیـ کردمـ.... حلقهـ ورساچ امـ پیدا شُد....(آخ جـــونـ) + دیشبـ یهـ خوابـ باحالـ دیدمـ...حیفـ یادمـ نیسـتـ.... + راستیـ قالبـ نو مبارکـ....نهـ ؟؟؟؟ + دیشبـ (۴شنبهـ سوریـ) خوشـ نگذشتـ اونجوریـ کهـ باید میگذشتـ. + امروز روز خوبیهـ ....:)پیداستـ.... نانوا همـ جوشـ شیرینـ میزند.... بیچارهـ فرهــاد.....
بی خیال هر چی زمستان است و بـــَرفــ است . . . و سـَـرمـا... تـمـامِــ پنَــجــره هــا را بــاز گــذاشـته ام ! تـا شایــَد بـــاد ... بــوی پیــــراهـَـنـت را بیـــاوَرد ---------------------------------- احتیاط کنید!!!خاکی بودن آسفالت شدن را در پی دارد...! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ما دو تن مغرور هر دو از هم دور وای در من تاب دوری نیست ای خیالت خاطر من را نوازشبار بیش از این در من صبوری نیست بی تو من تنهای تنهایم من به دیدار تو می آیم نوشت "قم حا " ... همه به او خندیـــــــدند!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی… که… گوشه ای…! (متنـ ارساليـ اجيــ گلمــ ســارا...)
چـــﮧ بــرســﮧـ بـــﮧ اَلاטּ
کـــﮧ ِ نـــﮧ مشــتــَرَکـــے
نـــﮧ مــورد نــَظــَر !!!!
به سختــی پاک می شـــوی !!
اشتبــاه از من بود! 
که می ترسم هرگاه از شادی به هوا میپرم
زمین را از زیر پایم بکشند...!!!
بگذار من ببندم ،
سال ها ،
تجربه ی دخیل بستن دارم !
شراب که شدم بیا
تو جام بیاور
من جان...
روی گوشی تلفن همراه...
نه نامی... نه نشانی...
مدتهاست من یک تماس از دست رفته ام...!!
احساســ میکنمـــ کـــــــر و لـــــــال شده امـــ....
این روزها صدای احساساتـــم را فقطـــــ
صفحهــ کیبـــــورد میشنود....!!
.
بـَرایِ هَمیـشـــه پلمپ شـُد !
بــِہ جـــرم ِ دوست داشـتَن هـایِ بـی مـورِد
لـطـفـا" دیـگـَر سـراغ آن نَیـاییــد !
حــَتـی بـا مـجـوز رَسـمـی اَز عـَقـل! . .
باید لم بدی یه گوشه و ...
جریان زندگیت رو فقط مرور کنی...
بعدشم بگی...
به سلامتیه خودم که اینقدر تحمل داشتم . . .
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم. ..
میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم....!
باران نبار من نه چتر دارم نه یار..
باران نبار من نه چتر دارم نه یار...!
آگهــی ِ مـرا قبــول نكـرد ! ...
آگهــی دربـاره ی تـو بـود .
نوشتـــه بــودم :
بــه تــو نیــاز دارم ..!
فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !
آری ، "نمیدانم" کجایی ؟ .

تو نخوان
با خودم زمزمه میکنم
.
.
.
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمی
تو را کم اورده ام

وقتی که شب ها به این امید می خوابم . . .
که فردا امروز یادم نباشد !!! 
یادم آمد !
تو همانی که روزی با پاهایت آمدی و نماندی و رفتی !
و من . . .
من همانم که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم . . . 
.
تحمل کن...
روی هم که تلنبار شد...
دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاس...!
کم کم خودش بی حس میشود...! 
در همه ی آن ها ،
معنی واژه ی "اعتماد" را پاک کرده و به جای آن ؛
پر رنگ بنویسم :
پشیمانی.. . 
ماهی حافظه اش 7 ثانیه است،
بدون هیچ خاطره ایی .. . 
حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه
اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ!
خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود!
برمیگردم چـون
دلـتنـگـت مــی شــوم!!!
با سنجاق ِتنهائیم
به گوشه ای می آویزم
تا تو بخوانی
اگر خواندی
فقط لبخند بزن
لبخند ِ تو
هر لحظه اش ، یك عمر سَر زندگیست
تو فقط بخند
برای من
این ، تمام ِ زندگیست .... 
اگر نمی آیی
اینقدر پنجره ـها را زجر ندهم
چشم ـهایم به جهنم ...!


مـی دانم هزار نفـر را پیچانــده ای !!
امــا اینبار حواست اینجــا باشد !
نیــت می کنم به نام او ...
به نام فراموش کـــردنش ..
به نام راهی برای فراموش کردنش ...
"یوسف گمگشته باز آید به کنعان"
همین تو مرا "اسكل" نكرده بودی كه كردی !!
بعد از اسمم ویرگولے بگذارد !
کمے مکث کند و بگوید : / خوبے / ؟!
آن وقت هیچے نمے گویم و فقط از گریهـ منفجر مے شوم ........
گریــــــــــــــــست ... گفت به "غم ها " یم نخندید...
که هر جور نوشته شود درد دارد!!!
تـــو هم روزی خـواهد خــورد !
گُــذرت را می گویم ...
به همــان جـاده ی یکــطرفه ای که
مــرا ..
به سویش رانــدی !!.....
پ.ن:
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی …
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات…
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای -گوشه ترین
که می شناسی بنشینی و” فقط” نگاه کنی
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود…
گاهی دلگیری…شاید از خودت .شاید از...
اینجا لبخـند را هم ،
بایــد زد !!!
__________________________
مسواکت را بردار دوربینت را بردار عکسهایت را بردار
اصلن همه چیزت را بردار و برو
برای من همین یک تصویر از تو کافیست
همین که سر بچرخانم و نباشی....
..........
آنقدر دستهایت را باز نکن،
کسی تو را در آغوش نمی گیرد.
ایستادگی همیشه تنهایی می آورد……
پـرسید : فرزندم پس آدمت کو ؟؟
اشک هایم را پـاک کـردم و گفتم : در آغوش حـــوای دیگریـست.
خدایا تو با من بمان!!!!
که محتاج ماندن خلقت نباشم!!!
آمین!!!!
| MiSs-A |





















